سيد محمد على ايازى
92
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
الأرش فى الخدش » « 1 » با نام صحيفه ، كتاب على نام گرفت و همواره ائمه ( ع ) از اين كتاب روايات و احكامى را براى اصحاب خود نقل مىكردند « 2 » ، و گرنه اين كتاب همان مصحف ( كتاب ) معروف است و جداى از قرآنى است كه حضرت پس از پيامبر آن را در ميان دو جلد قرار داد . با توجه به آن چه گفته شد ، اگر كسى اين استدلال را نپذيرفت كه كار حضرت در حقيقت تأليف ، تفسير و تبيين پيام وحى بوده است و اين شبهه همچنان در ذهن او باقى ماند ، و اين شبهه را سكويى براى غير توقيفى بودن ترتيب سورهها ساخت ، توجه او را به نكتهاى ديگر جلب مىكنيم : اگر اين تفسير و تحليل دربارهء كار حضرت به نام مصحف مورد قبول واقع نشود ، توجيه روايات مزبور از جهات ديگر با مشكل بزرگترى مواجه خواهد شد ، زيرا محقق ما ناچار است به ظاهر يكايك كلمات اعتماد كند و اعتماد كردن همانا و پذيرفتن اشكالات همان كه به برخى از آنها اشاره مىشود : اولا : اين دسته از اخبار داراى تناقضات فراوانى است به سان تناقضاتى كه در روايات اخبار جمع مطرح بود . مثلا در تاريخ يعقوبى آمده است كه : على ( ع ) قرآن را به هفت جزء تقسيم كرد كه ابتدايش با سورهء بقره و يوسف و عنكبوت و روم و لقمان شروع مىشد و در جزء دوم با آل عمران و هود و حج و حجر و جزء سوم با نساء و نحل و مؤمنون كه مجموع اين سورهها 109 سوره بود و فاقد سورههاى فاتحة الكتاب و رعد و سبا و تحريم و علق بود .
--> ( 1 ) كلينى ، اصول كافى ، ج 1 / 231 ؛ مجلسى ، بحار الانوار ، ج 26 / 22 ، 38 ، و صحيفهاى بود كه طول آن 70 ذراع از ذراعهاى پيامبر خدا بود كه پيامبر آن را مىگفت و على ( ع ) آن را مىنوشت . در اين مصحف هر حلال و حرامى آمده و هر چه مردم احتياج داشتند بيان شده بود حتى جزاى خدشهاى كه كسى بر بدن شخص وارد مىكرد . ( 2 ) براى آشنايى بيشتر دربارهء اين كتاب ، مراجعه كنيد : قصير العاملى ، مصطفى ، كتاب على و التدوين المبكر . . . المجمع العالمى لاهل البيت ، 1415 ق .